English Learning Assistant

Other Languages

EnglishFrenchGermanItalianPortugueseRussianSpanishPersian

پشتيباني آنلاين

نصب آنلاین
صفحه اصلی arrow روش آموزش طبيعي و مصنوعي
روش آموزش طبیعی و مصنوعی چاپ ايميل


به طور كلی در فرآیند آموزش دو روش زیر متصور است Natural

1) روش طبیعی

در این روش فرد تا چهار، پنج سالگی توانایی قابل قبولی را در یادگیری زبان محیطی كه در آن متولد شده و رشد كرده است بدست می آورد. در این روش هیچ سیستم كلاسیكی بر فرد تحمیل نشده و او فقط در تعامل با محیط اطراف خود این توانایی را بدست آورده و تا آخر عمر خودش از آن سود می‌جوید.

 

2) روش مصنوعی (مجازی)

تمام روش‌ها، منابع اطلاعاتی، كلاس‌های رسمی و غیر رسمی در این گروه جا گرفته و هر كدام تلاش می‌كنند كه با ابتكار و ارائه راه‌حل‌های خود، توانایی‌های لازم را در مخاطبان‌شان ایجاد نمایند.

 

اگر منطقی‌تر به تفاوت نتیجه این دو روش، در رسیدن به هدف نگاه كنیم، در می یابیم كه روش مصنوعی در مقایسه با روش طبیعی موفقیعت چندانی بدست نیاورده است. بعنوان یك نمونه، حتا بهترین روش‌های آموزشی نیز نتوانسته‌اند مشكل لهجه مخاطبان خود را حل كنند. راستی چرا روش طبیعی چنین آسان و كم‌هزینه می‌تواند مشكل بزرگی چون زبان را از پیش روی انسان‌ها بردارد؟ بدون شك كشف این راز بزرگ می‌تواند ما را در طراحی یك روش آموزشی مناسب یاری نماید. بنابراین تا زمانی كه روشی بهتر و سریع‌تر از روش طبیعی اختراع نشده باشد الگوبرداری از محیط واقعی آموزش زبان، و آنالیز آیتم‌های مؤثر این محیط، بایستی پایه اساسی هر روش آموزشی را تشكیل دهد. آنجه ما به وسع خود از آنالیز چنین محیطی دریافته‌ایم اندك است اما در اینجا به برخی از تفاوت‌های روش طبیعی و روش مصنوعی اشاره می‌كنیم.

 

1) انتقال مفهوم

در روش طبیعی هدف انتقال مفهوم است، و برای انتقال مفهوم گفتن یكی از روش‌هاست. خیلی از مفاهیم را می توان با حركات دست و صورت و غیره نیز انجام داد. اما در روش مصنوعی هدف رعایت دستورات گرامری، انتخاب لغات مناسب و تلفظ خوب است.

 

2) خواندن و نوشتن

در روش طبیعی فراگیری خواندن و نوشتن زمانی اتفاق می‌افتد که فرد زبان را یاد گرفته است. این امر گاهی هرگز اتفاق نمی‌افتد (مانند افراد بی‌سواد) اما در روش مصنوعی چنین نیست و چون فراگیر بیشتر اوقات حوصله یادگیری و مراجعه به تلفظ صحیح کلمات را ندارد و آن‌ها را با میل خود تلفظ كرده و بر مشکلات خود می‌افزاید.

 

3) مداومت

روش طبیعی در گستره زمانی اتفاق می‌افتد، یعنی کلیه ساعات بیداری فرد، اما در روش مصنوعی هفته‌ای چند ساعت و دیگر تمام.

 

4) لغات

در روش طبیعی لغت آموزش داده نمی‌شود بلکه آنچه فرد می‌آموزد یک مفهوم کامل است. کلمه"آب" در زبان کودکان معنی" من آب می‌خواهم" را دارد.

 

5) تعامل

در روش طبیعی یادگیری زبان همیشه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در تعامل با محیط است و معمولا آموزش حالتی دو طرفه داشته (گفت‌وگو) و فرد نقشی در ماجرا به عهده دارد. اما در روش مصنوعی روش‌های یادگیری متنوع بود. و فرد هیچ‌گونه رابطه ارگانیكی با محتوا ندارد.

 

6) زمان

روش‌های آموزشی دراز مدت كه گاه سالها طول می‌كشند انگیزه علاقه‌مندان را به تحلیل برده و فراگیر بعد از مدتی از خیر یادگیری میگذرد. درعصر اطلاعات هر روشی كه زمان را نادیده بگیرد نابود خواهد شد. عمده روش‌های آموزش مصنوعی پروسه طولانی‌تری از روش آموزش طبیعی دارند.

 

7) آموزش خطی

روش آموزش طبیعی در یک فضای چند بعدی اتفاق می‌افتد و مطالب به کرات تکرار می‌شوند در حالی که که در روش آموزش مصنوعی حرکت در یک مسیر‌خطی اتفاق افتاده و معمولا بازگشتی به عقب وجود ندارد.

 

8) گرامر

اگر عبارت"آموزش گرامر انگلیسی" را در اینترنت جستجو کنیم از وفور نتایج بدست آمده شگفت زده خواهیم شد. گذشته از تمام منابع آموزشی و کتاب‌های درسی و غیردرسی، در تمام کلاس‌های آموزش، حجم عمده‌ایی از انرژی معلم و دانش‌آموز صرف یادگیری دستورات گرامری می‌شود واقعا دستورات گرامری این قدر مهم هستند؟ اگر چنین است چرا در روش طبیعی هرگز حرفی از آن‌ها به میان نمی‌آید؟ و هیچ کس (به غیر از متخصصین زبان) دستورات گرامری زبان خود را نمی‌دانند؟ و اگر چنین نیست چرا نتیجه نداده است؟

 

دانشجوی درس‌خوانی را در نظر بگیریم که تمامی لغات و دستورات گرامری گفته شده را از حفظ است و الان توریستی در مقابلش سبز شده و از او آدرس نزدیک‌ترین رستوران را می‌خواهد. حال این دانشجوی موفق روش مصنوعی با مشکلات زیر مواجه است.

  Problems

1) زمان او برای حل معما بسیار اندک است چرا که آقای توریست برای شنیدن یک جمله ساده حاضر نیست 10 دقیقه منتظر بماند.

 

2) در این زمان اندک که شمارش معکوس آن از اتمام دیالوگ توریست شروع شده است او بایستی چند لغت مناسب پیدا کند. موفقعیت در این کار بستگی به تعداد لغاتی دارد که دانشجوی مثال ما در ذهن دارد. هر چه لغات موجود در ذهن او بیشتر باشند، مشکلاتش نیز بیشتر است. انتخاب 5 لغت ازبین صد تا یا ده هزار تا؟

 

3) او بایستی بتواند این لغات را به گونه‌ای استادانه کنار هم بچیند که به دستورات گرامری بر نخورد، ساده‌ترین کتاب‌های گرامر هم 200 صفحه‌ایی ضخامت دارند. مثلا اگر بخواهد در جمله‌اش از حرف تعریف ساده The استفاده کند بدون شك او می‌داند که حرف تعریف ساده The بیش از 30 قانون گرامری دارد.

 

4) جمله با هر جان کندنی بود ساخته شد. حال باید با تلفظ صحیح (لهجه مهم نیست) جمله را اداء کند. اما آموزش او فقط خواندنی بوده است و تلفظ درست به این سادگی میسر نیست.

 

5) دانشجوی حاضر یک مشکل دیگر نیز دارد و آن امر گوش دادن یا فهمیدن منظور توریست است که بسیار پیچیده‌تر از جمله‌سازی است.

 

6) برای اینکه اهمیت این مسئله معلوم شود فرض کنیم یک دستور گرامری را در زبان فارسی وارد کنند که از امروز هیچ کس نباید کلماتی را که سه نقطه دارند (مانند کتاب یا میهن) در گفت‌وگو استفاده كند، حال جمله‌ای بگویید و فقط این یک قانون بسیار ساده و قابل فهم را در آن رعایت کنید.

 

بدون شک به تفاوت‌های مهم دیگری نیز می‌توان اشاره کرد که در این مختصر نخواهد گنجید، اما آنچه حائز اهمیت است این است که شاه بیت عدم موفقیت اکثر روش‌های آموزشی مصنوعی مجموعه‌ایی از این تفاوت‌ها است.

 

مزایای یادگیری جمله